چه خوش است حال مرغی که شد آسمان دل او
چه خوش است مهر ماهی ز همه جهان گزیدن
چه خوش است در دل شب، گل آفتاب چیدن
چه خوش است چون ستاره، ز خیال او نخفتن
برُبایدم اگر خواب، خیالِ دوست دیدن
چه خوش است ابر بودن، پر و بالِ جان گشودن
ز حصار تنگ این تن، به هوای او پریدن
چه خوش است همچو ماهی، همه بندها بُریدن
به صفا و روشنای دل برکهها رسیدن
چه خوش است حال مرغی که شد آسمان دل او
شده بینیاز آن مرغ، ز بال و پر کشیدن
