« خامُشی و روشنی | صفحه‌ی اصلی | تسبیح »

پنجشنبه ۷ مهر ۹۰::September 29, 2011

یکی بود و هیچ چیز نبود


لیله‌القدر چشمهای تو بود
آن شبی که مرا ز خویش ربود

آن مبارک شبی که در دل من
تا سپیده سلام بود و سرود

تو سپردی امانتی به دلم
که تحمّل نکرد چرخ کبود

دیدم آن شب در آن دو چشم سیاه
که یکی بود و هیچ چیز نبود

ای خوشا آن دلی که نیمه‌شبان
دیده بر روی آفتاب گشود


مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/6119

نظرها

بارک الله!

خوب تر.بسیار خوب تر !!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.34