« برکه و ماهی | صفحه‌ی اصلی | امید »

دوشنبه ۵ دی ۹۰::December 26, 2011

غم بیکران


مدام یاد تو آرام و مونس جان است
خیالِ خاک، خوش از عطرِ یادِ باران است

به شاخه‌هاى پريشانِ بيد مى‌مانَد
دلى كه ديده تو را، بیقرار و لرزان است

گر آبروى مرا ريزد اشكِ بى‌هنگام
دگر چه باك؟ كه كارم گذشته از آن است

بگویمت به صدای بلند زین پس فاش
كه دوست دارمت و اين سخن نه پنهان است

به كفرِ زلفِ سياهِ تو اى پريچهره
هر آنكه داده دل و دين چو من مسلمان است

به راه عشق، ز روزِ نخست خون خورديم
كه گفت اوّلِ اين راهِ سخت، آسان است؟

غم فراق تو را بيكرانه مى‌بينم
بگو كه آخرِ اين كار را چه پايان است؟

چه چاره مانده براى رها شدن زين درد
به غير مرگ كه اى جان، كليد زندان است




مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/6156

نظرها

به به...
به شاخه‌هاى پريشانِ بيد مى‌ماند
دلى كه ديده تو را، بیقرار و لرزان است
...
چه کمکی می کنی با شعرت به گنگی که خواب شیرین دیده است

.......

یا فرهادی که خواب شیرین دیده!
ارادتمند و دوستدار

قصه گنگ غمناکتر است از قصه فرهاد... غمناکتر از قصه خسرو...

در پیشگاه هنر حضرت عالی هنری نداریم ولی به مناسبت شهادت ولی نعمتمان آقا علی ابن موسی الرضا شمارا دعوت به دیدن آخرین پروژه بنده در مشهد میکنم
http://youtu.be/B4zcmWNqqC0
امید وارم حال و هوایتان رضوی شود و حقیر را هم از دعا فراموش نفرمایید
دوستارشما
علی حسن زاده
naroney@gmail.com

...........

سلام و درود و سپاس بیکران

هر آنكه داده دل و دين چو من مسلمان است
.
.
احسنت، دلمون تنگ شده بود برای اشعارتون.

..........

سلام و درود و سپاس و ارادت بیکران

سلام عزیز برادر
ممنونم از اظهار لطفتون
بنده ایمیل رو واسه شما در پست قبل نوشته بودم وزین پس شما کلا در بازنویسی کامنت‌های بنده مختارهستیدو آزاد .
اینها همه بهانه هآیی بود تا از شما بپرسیم چرا کم کار شدید ؟..و اگر نشدید .. ما خبر‌های خوش شنیده شده هرشب شمارا از کجا باید بشنویم ؟
اگر در جای خاصی‌ آاپ لود می‌کنید بفر مایید واگر نه آدرسی خدمتتان بدهیم که ما را مطالعه بفرمایید

-----------

سلام و درود بیکران
مثل همیشه شرمنده لطف و بزرگواری شما شدم. اگر شعر و موسیقی جدیدی میهمانمان شد ان شا الله براتون ایمیل می‌کنم
با مهر و ارادت فراوان

غزل فوق العاده زیبا و دلنشینی سرودید. با خوندن این شعر ياد بیتی از استاد کدکنی که با اقتباس از سعدی علیه الرحمه سرودند افتادم
گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم 
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران 

براتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم

.........

سلام و درود فراوان
از لطف و بزرگواری شما بسیار ممنونم

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.34